آدرس جدید وبلاگ
با عرض سلام
وبلاگ خبری, تحلیلی و فرهنگی حاج رضوان به آدرس زیر منتقل گشت
خوش دارم از همه چیز و همه کس ببرم وجز خدا انیس و همراهی نداشته باشم. شهید دکتر چمران
با عرض سلام
وبلاگ خبری, تحلیلی و فرهنگی حاج رضوان به آدرس زیر منتقل گشت
"سيد حسن نصرالله " در جديدترين سخنراني خود كه در همايش "مقاومت در عرصه آگاهي و خاطره " انجام شد، در بخشي از سخنان خود با بيان اينكه صداي ايران، امروز بلندترين صداي جهان در مقابله با طرح صهيونيسم است، گفت: ايران در اين روزها به خاطر آرمان فلسطين متحمل بيشترين فشارها ميشود و با اين حال به حمايت از فلسطينيها و مقاومت لبنان و فلسطين افتخار ميكند. ايران بدون هيچ قيد و شرطي از جنبشهاي مقاومت در منطقه حمايت ميكند. شبکه اطلاعاتی حاج رضوان کابوس امنیتی اسرائیل

سرویس بینالملل «تابناک» ـ «میشل بن باروخ»، فرمانده توپخانه اسرائیل مدتى پیش بیان كرد: جنگ 2006، جنگى در وقت گم شده بود و در جنگ آینده از سلاحهاى تخریبى استفاده خواهد شد و تكنولوژى پیشرفتهاى را وارد صحنه درگیرى مىكنند.
این تهدیدها و این اظهارات تند و دو آتشه، در واقع این پرسش را در ذهن پدید میآورد كه اسرائیل براى رفع كدام نقص خود، نیاز به سلاحهاى كشتار جمعى ویرانگر پیدا كرده است و یا اینكه ارتش اسرائیل براى رفع كدام ضعف خود مىخواهد تكنولوژى پیشرفتهترى را نسبت به تكنولوژى فوق مدرن كنونى خود، وارد صحنه جنگ كند.
مگر آنها در این چند سال در بوق و كرنا نكردهاند كه تنها اشتباه ارتش اسرائیل، این بود كه به نیروى زمینى خود میدان ندادند تا وارد معركه شود؟ مگر مشكل آنها، این بود كه نیروى هوایى پیشرفته و قلدر را جانشین نیروى زمینى متفكر و هوشمند کرده بودند؟ و باید افزود که عبرت گرفتن از جنگ ژوئن سال 2006، چه ربطى به تكنولوژى جدیدتر و سلاحهاى تخریبىتر دارد؟
اما اگر این اندیشه پلید عملی شود، به راستی حزبالله چه باید یا میتواند بکند؟ این پرسش را با بیان واقعه زیر میتوان پاسخ داد؛ واقعهای که اثبات میکند حزبالله توانایی به مراتب بیشتر از سلاح ویرانگر شیمیایی یا مانند آن دارد.
مدتى پیش، سایت اسرائیلى «فیلكا یزرائیل» آورده بود: عماد مغنیه توانسته بود شبكهاى از جاسوسان خود را در كشورهاى گوناگون جهان گسترش دهد و در این زمینه، مهاجرت دیرینه شهروندان لبنانى به چهار گوشه جهان و به دورترین روستاهاى قارههاى آفریقا و آمریكاى جنوبى برای فرار از اوضاع داخلی نیز پوشش خوبى براى فعالیتهاى اعضاى شبكه را فراهم كرده بود؛ همان وضعیتى كه اكنون درباره مهاجران ایرانى صادق است.
یكى از این افراد با نام مستعار «معین حمیه»، روابط صمیمى با یك دختر آمریكایى در بانكوك ایجاد مىكند و این دختر كه بعدها محل فعالیت خود را به عنوان یك آمریكایى به اردن و سپس به اسرائیل منتقل كرده بود، زمینه مناسبى را پیدا میکند كه ارتباطات مستحكمى را با مقامات صهیونیستى فراهم كند، به گونهای که در پوشش كارى خود، توانسته بود، شبكهاى از صهیونیستها را دانسته و یا ندانسته مدیریت كند.
این فرد به شكلهاى گوناگونی كه از مقوله ما خارج است! اطلاعات لازم را از آنها میگرفت و به حزبالله منتقل مىكرد. در این میان، این دختر آمریكایى توانست یكى از افسران عالىرتبه شاباك به نام سرتیپ آهارون را جذب خود کند.
وى از نزدیكان «حاییم بن عامى»، رئیس سابق سازمان امنیت داخلى اسرائیل، شاباك است كه او نیز به نوبه خود توانسته بود، یكى از دوستان نزدیك خود را به بهانه پولشویى جذب كرده و به همكارى با خود بكشاند. اطلاعات این شبکه باعث شد حزبالله با مراكز حساس اسرائیل به طور کامل آشنا شود...

خدايا! در غم و درد شخصي ميسوختم،
تو آن چنان در دردها و غمهاي زجرديدگان و
محرومان و دلشكستهگان غرقم كردي،
كه دردها و غمهاي شخصي را فراموش
كردم. تو مرا با زجر و شكنجه همه
محرومين و مظلومين تاريخ آشنا كردي، از اين راه
تو علي را به من شناساندي، تو مرا با حسين
آشنا كردي، تو دردها و غمهاي زينب
را بر دلم گذاشتي، تو مرا با تاريخ درآميختي،
و من خود را در تاريخ فراموش كردم، با
ازليت و ابديت يكي شدم، و از ا ين نعمت بزرگ،
تو را شكر ميكنم. خدايا! تو را شكر
ميكنم كه به من درد دادي و
نعمت درك درد عطا فرمودي، تو را شكر ميكنم كه جانم
را به آتش غم سوزاندي، و قلب مجروحم را
براي هميشه داغدار كردي، دلم را
سوختي و شكستي، تا فقط جايگاه تو باشد.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه غم و
دردهاي شخصي مرا كه كثيف و كشنده بود
از من گرفتي، و غمها و دردهاي خدايي
دادي، كه زيبا و متعال بود. خدايا! تو تاروپود
وجود مرا با غم و درد سرشتي، تو ما را به
آتش عشق سوختي، در كوره غم گداختي،
در طوفان حوادث ساختي و پرداختي، تو
مرا در درياي مصيبت و بلا غرق كردي،
و در كوير فقر و حرمان و تنهايي سوزاندي.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه مرا سنگ زيرين
آسيا كردي، و به من قدرت تحمل دادي
كه اين همه درد و فشار را، كه در
تصورم نميگنجيد، بر قلب و روحم حمل كنم، از
مجالس جشن و شادي بگريزم و
به مراكز خطر و بلا و درد و رنج پناه برم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه غم را آفريدي،
و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و مرا از
اين نعمت بزرگ توانگر كردي.
بسم الله
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
سردار دلاور اسلام حاج عماد مغنیه عاقبت به آرزوی خود دست یافت. حاج عماد که بین حزب الله به حاج رضوان معروف بود و زین پس باید عادت کنیم از وی با پیشوند زیبای شهید یاد کنیم در شامگاه روز سه شنبه، شهد شیرین شهادت نوشید.
برای این اقدام تروریستی ناجوانمردانه که کار مشترک دستگاههای اطلاعاتی و تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای خود فروخته و حقیر و ذلیل عربی همپیمان آنها بود، از دید عاملان آن چند دلیل می توانبیان کرد. ابتدا شخصیت و سوابق منحصر بفرد عماد مغنیه. وی قبل از اشغال لبنان بوسیله رژیم صهیونستی فعالیت های مبارزاتی خود را با عضویت در نیروی ویژه شاخه نظامی جنبش آزادی بخش فلسطین موسوم به گروه 17 آغاز کرد و پس از اشغال لبنان به جنبش امل پیوست. وی همزمان با خروج سید عباس موسوی و سید حسن نصر الله از جنبش امل با آنها به حزب الله پیوست و مدارج ترقی را در آن طی کرد تا آنکه مرد شماره یک شاخه نظامی حزب شد. سرویسهای جاسوسی غربی هیچگونه اطلاعات سمعی و بصری از او نداشتند تا حدی که وی را بخاطر درجه ذکاوت به روباه تشبیه میکردند. سازمان سیا ادعا کرده بود عملیات انفجار در مقر تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت را که موجب آن ضربه بزرگ بر پیکر نیروهایش در خاور میانه شد، او سازماندهی کرده بود. شهید مغنیه کابوس صهیونیستها بود به نحوی که هر انفجاری در هر جای دنیا در مقرها و مراکز صهیونیستی و یهودی رخ می داد به سرعت نام عماد مغنیه مطرح می شد. مغنیه را باید عامل اصلی به دام انداختن "الحنان تننباوم " افسر احتیاط ارتش رژیم صهیونیستی و انتقالش به بیروت دانست که بعدها با تعداد زیادی از اسرای لبنان وفلسطینی مبادله شد. او همچنین طراح اصلی اسارت دو نظامی اسرائیلی بود و بعد از آن هم جنگ جولای را مدیریت کرد تا در کنار سید حسن نصر الله ورهبران مقاومت طعم شیرین پیروزی علیه اسرائیل را برای اولین بار به جهان اسلام بچشانند. وی از مدتها پیش و به دلایل گفته شده در لیست جوخه های ترور رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود و آنچه مسلم است این اقدام مستلزم صرف زمان و هزینه بسیار و تلاش های شبانه روزی گروه های اطلاعاتی فراوان بوده است.
اما این ترور ناجوانمردانه دلایل دیگری نیز دارد. یکی دیگر از اهداف ترور عماد مغنیه بویژه در این مقطع زمانی جلوگیری از تضعیف روحیه نظامیان شکست خورده صهیونیستی و مقابله با پیامدهای ناشی از انتشار گزارش وینو گراد در جامعه صهیونیستی بوده است. از جهت دیگر صهیونیستها به خیال خود خواسته اند با اینکار تعادل قدرت را که بعد از جنگ 33 روزه به شکلی فاحش به هم خورده بود مثلا برقرار کنند! دقت در این نکته که وی در سالگرد ترور سید عباس موسوی و هم در نزدیکی سالگرد ترور رفیق حریری، ترور شده است و تقارن این اتفاق با تلاشهای اخیر آمریکا و اسرائیل و گروه 14 مارس برای دامن زدن به اختلافات داخلی لبنان، هم موید مطلب فوق الذکر است و نیز بازگو کننده استیصال اسرائیل از مدیریت وضع کنونی اش، چرا که با در نظر گرفتن وضعیت فعلی منطقه شهادت حاج رضوان، هرچند می تواند موجب دامن زدن به اختلافهای لبنان گردد، این امکان وجود دارد که برعکس هم عمل کند. این اقدام علاوه براینکه بازتاب حقارت اسرائیل و ناتوانی از برابری در عرصه نظامی با حزب الله است، می تواند موجب اتحاد نیروهای داخلی لبنان و به انزوا رفتن معارضین گردد و این احتمالیست که نمی توان از آن چشم پوشید ولی اسرائیل چنان در گرداب افتضاحات قبلی گیر افتاده که این ریسک را پذیرفته و دست به این اقدام زده است و ید الله فوق ایدیهم.
... و انگار این قوم جنایت پیشه را تا ابد عبرتی نیست از کردار گذشته و نه فهمی نسبت به آنچه در آن اند. نمی دانم در این جرثومه جنایت حتی یک نفر عاقل پیدا نمی شود که به این خیل نافهمان بفهماند اینگونه راه به جایی نخواهند برد. چه آنکه برای هرکه از بیرون نظاره گر این جسد محتضر باشد، چون روز روشن است، هر گامی که اینان به زعم خود به جلو برمی دارند یک گام به درک نزدیکتر می شوند. این را نه تنها از جنبه ایدئولوژیک می گویم که منظورم بعد مادی ماجرا نیز هست و خواهیم دید که این اقدام ددمنشانه اخیر چه نتیجه ای برای این خیل حمقاء در بر خواهد داشت. آری این دست خداست که بر عقول اینان قفل زده تا نفهمند هر قطره خون سربازان ما که بر زمین میریزد آب حیات شجره طیبه اسلام خواهد گشت و اگر این خونها نریزد، آن شجره از تعالی باز خواهد ماند. این نابخردان با این اقدام، جهشی بلند به سوی نابودی هرچه زودتر انجام دادند. خون شهید مغنیه هدر نخواهد رفت و خدا نمی گذارد که هدر رود و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین... .

سازمان فلسطینی حماس که از ماه ژوئن کنترل نوار غزه را در دست دارد، در واکنش به حملات هوایی اسراییل به این منطقه تهدید کرد که عملیات انتحاری را در اسراییل از سر خواهد گرفت. طاهر النونو سخنگوی حماس، از مصر خواست که گذرگاه مرزی رفح میان این کشور و نوار غزه را بگشاید تا قربانیان حملات اخیر اسراییل بتوانند در خارج تحت مداوا قرار گیرند. مصر پس از به قدرت رسیدن حماس در نوار غزه، اقدام به بستن این گذرگاه مرزی کرده بود.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: جمعه ۱۸ ژانویه: اسرائیل وزارتخانهای را که در نوار غزه در اختیار حماس است، بمباران کرداسراییل در واکنش به حملات موشکی از نوار غزه، روز جمعه (۱۸ ژانویه) همهی گذرگاههای مرزی به نوار غزه را بسته بود. این اقدام با واکنش اعتراضی بینالمللی روبرو شد. بنیتا فررو والدنر کمیسر خارجی اتحادیهی اروپا، اسراییل را فراخواند که به این حصر پایان دهد. وی در گفتگویی با آژانس خبری آلمان گفت که لازمه روند صلح در خاورمیانه است که فلسطینیها در سه ماه آینده، بهبود شرایط زندگی خود را حس کنند. این کار باید صورت گیرد تا انسانها این روند را باور کنند.
همسر عماد مغنیه، دولت سوریه را در قتل همسر خویش، مقصر دانست و اینطور اظهار داشت که چون خائنان سوری از تحقیقات و تجسس بازجویان ایرانی، پیرامون قتل همسر او، جلوگیری به عمل آوردهاند، همین اثباتی بر دست داشتن سوریه در قتل همسر اوست.پس از این واقعه حزبالله در بیانیهای، اسرائیل را مسؤول ترور این مقام ارشد نظامی حزبالله دانست اما اسرائیل آنرا رد کرد. جان مککانل عضو DNI (اطلاعات ملی آمریکا)، احتمال داد که اختلافات داخلی حزبالله و یا سوریه موجب قتل مغنیه شده است.
عبدالحلیم خدام، معاون پیشین رئیس جمهور سوریه، نیز گفت نیروهای سوری در ترور عماد مغنیه نقش داشتهاند. ولید جنبلاط رهبر حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان سوریه را متهم به دست داشتن در ترور عماد مغنیه فرمانده عملیاتی حزبالله کرد و گفت: «آنها با یکدیگر درگیر بوده و هر از چندی یکی از میان خود را در زاویه قرار میدهند».
در بخش مربوط به مغنیه در پایگاه اطلاع رسانی سازمان سیا آمدهاست: دو دههاست که عماد مغنیه سر نخ عملیاتهای ضدغربی شیعی را در دست دارد میدان فعالیت این مرد تمامی جهان است پیش از بن لادن هیچکس به اندازه مغنیه عملیات تروریستی علیه هدفهای غربی انجام ندادهاست. وی در بمبگذاری سفارت آمریکا در سال ۱۹۸۳ و ستاد مرکزی تفنگداران آمریکایی در بیروت، حمله به ستاد نظامی اسرائیل در لبنان و سفارت اسرائیل در آرژانتین در سال ۱۹۹۲ و انفجار در مرکز همیاری یهود در بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴ نقش رهبر عملیات را داشتهاست.
اسراییل همچنین مدعی شدهاست عملیات ربودن دو تن از نظامیان اسرائیلی در تابستان ۲۰۰۶ که به آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان انجامید، از سوی عماد مغنیه هدایت شدهاست.
تصاویری که تا کنون از عماد مغنیه منتشر شدهاست بسیار اندک است بهگونهای که پلیس فدرال آمریکا (افبیآی) مدعی شد وی دو بار اقدام به جراحی پلاستیک بر روی صورت خود کردهاست تا شناسایی نشود.
پس از محاصره سه ماه بیروت، مبارزان فلسطینی از لبنان خارج شدند، ولی عماد مغنیه به مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست. این جنبش توسط امام موسی صدر و مصطفی چمران تأسیس شده بود.